عمرم به سر آمد .
خبر آمد .
آمد .
دیر آمد .
مرگم آمد .
خدانگهدار .
حباب عشق شکست.
فقط همین .
... .

سلام . خوبید ؟ . انصافا خیلی قشنگه بخونیدش .
می گذرد آن بت ناز آفرين
در دل عشاق نياز آفرين
زير بغل تنگ فشرده کتاب
عمر مرا جلوه دهد در شتاب
زلف رها کرده به رخ ناز را
سايه زده نرگس غماز را
خرمن مو ريخته بر شانه ها
کرده پريشان دل ديوانه ها
فربه و پرورده تن ، اما چنان
که ش به تناسب نرسيده زيان
بر تنش آن نرم کتان سفيد
جامه ی مهتاب بر اندام بيد
پيرهنش تنگ فشرده به تن
لطف تنش برده دل از پيرهن
تافته بر چهره ی وی آفتاب
گونه ی مس يافته آن سيم ناب
سينه ی چون آينه تابان او
تافته از چاک گريبان او
نرم برون آمده از آستين
بازو يا مرمر و عاج است اين
گردن سيمينش چون شير پاک
زير گلو آينه ی تابناک
لعلش چون شهد و شکر دلپذير
چشمش آهو روش و شير گير
ساقش افسون گر و آشوب ساز
بر سر آن دامان در رقص و ناز
گونه اش از تاب گل انداخته
رخ چو دل سوختگان ساخته
طرفه غزالی ست همه لطف و ناز
از غزل سايه بود بی نياز
شعر مرا از رخ او آبروست
شعر مجسم قد و بالای اوست
دختر دانش طلب مکتبی
وين همه رعنايی و شيرين لبی !
شب شده و شيفته ای بی قرار
رفته پی دل به سر کوی يار
سايه صفت در بن ديوار او
مانده در انديشه ی ديدار او
و آن بت عاشق کش عابد فريب
فارغ ازين منتظر نا شکيب
آمده بنشسته لب پنجره
فتنه به پا کرده ازين منظره
در رخ مه يافته دل خواه را
سر داده نغمه ی « ای ماه» را
زهره بدان نغمه شده پای کوب
آمده در رقص دل سنگ و چوب
باد پريشان دل و سودا زده
چنگ در آن زلف دل آرا زده
بويی دزديده از آن گيسوان
تا بر گل ها ببرد ارمغان
ماه بر او خيره و دل باخته
پيش جمالش سپر انداخته
واله ی آن دلبر ترسا شده
عشق در او طاغت فرسا شده
طرفه پلی ساخته از خشت سيم
تا برد اين نغمه به گوشش نسيم
ماه بر او خيره شده او به ماه
آه چه غوغاست درين دو نگاه
چشمش بيماروش و نيم خواب
سايه ی مژگان زده بر آفتاب
لب به هم آورده و خامش شده
نغمه و آواز فرامش شده
خوش به هم آميخته ناز و نياز
رفته در انديشه ی دور و دراز
رنگ ز روی مه گردون پريد
گشت پريشان و هراسان دويد
ديد که از اشک رخش تر شده
لاله ی رويش ورق زر شده
حوله فرستاده به دست صبا
گفت رخش پاک کن ای مرحبا
يار من و جان جهان است اين
چشم و چراغ دل و جان است اين
خيز و ز نازک بدنش ناز کش
تا نخورد غصه دل نازکش
آه ازين ماه بداريد دست
دختر عاشق کش، عاشق شدست !
(ه،ا،سايه)




